تبلیغات
آتش عشق - پست های اسفند 1384

به نام خدا

آتش عشق
امروز چهارشنبه 13 آذر 1387  به وبلاگ  آتش عشق  خوش آمدید


¿
دوشنبه 22 اسفند 1384

هیچ چیز ویرانگرتر ازاین نیست كه متوجه شویم كسی

كه به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است.

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 08:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 08:03 ق.ظ


¿
دوشنبه 22 اسفند 1384

بهترینها و زیباترینها در جهان نه دیده می شود و نه حتی

لمس میشود، آنها تنها باید در دل دیده و لمس کرد.

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 08:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 08:03 ق.ظ


¿
دوشنبه 22 اسفند 1384

آنقدر به تاریکی لعنت نفرستید ، شمعی روشن کنید .

(کنفوسیوس )

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 22 اسفند 1384

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ


¿
دوشنبه 22 اسفند 1384

                         ماهیت هر انسان ، آن نیست که برایت آشکار می کند ،

                          

                               بلکه آن چیزی است که نمی تواند آشکار نماید .

                                                                                                         جبران خلیل جبران

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 22 اسفند 1384

منشا عشق جدایی ست ، از منشا خود جدا شده ایم . این جدایی باعث پیدایش میل و اشتیاق در ما

برای بازگشت به کل و یکی شدن با آن می شود .

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 22 اسفند 1384
‌‌

راز عشق در این است که در سکوت

                                            دست یکدیگر را بگیرید

کم کم یاد می گیرید که

                                      بدون کلام رابطه برقرار کنید .

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
چهارشنبه 17 اسفند 1384

تولدت مبارک عزیزم

Smiley

نوشته شده در چهارشنبه 17 اسفند 1384 و ساعت 03:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 15 اسفند 1384

دلم گرفته آسمون از خودت هم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره دربه درم

نوشته شده در دوشنبه 15 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 15 اسفند 1384

نمی توان عاشق یک مرده شد روزی که به عشقم پشت پا زدی در قلبم ترا کشتم

و در گوشه ای تاریک و سرد خاکت کردم . نمی توان عاشق یک مرده شد .

کشتمت تا همیشه همان طور که می پنداشتم در یادم بمانی . کشتمت تا نتوانم

ترا دروغ گو بخوانم.تو مرده ای و یک مرده نمی تواند احساس مرا به بازی بگیرد .

نمی شود عاشق یک مرده شد .می شود ؟

Smiley

نوشته شده در دوشنبه 15 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 11 اسفند 1384

God gave you : 2legs2walk,2hands 2hold ,2eyes 2see.2ear2hear ....now 

why did he give you only one heart? cas he gave the other 1 to someone

else 4 you to find and 2 keep 4ever

نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 11 اسفند 1384
میدونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه ؟! این که هیچ کس نمیتونه اشکاتو ببینه .

نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 11 اسفند 1384

ستاره

ای ستاره ها ، که از جهان دور

چشمتان به چشم بی فروغ ماست!

نامی از زمین و از بشر شنیده اید؟

در میان آبی زلال آسمان

موج دود و خون و آشتی ندیده اید؟

**********

این غبار محنتی که در دل فضاست،

این دیار وحشتی که در فضا رهاست،

این سرای ظلمتی که آشیان ماست،

در پی تباهی شماست!

**********

گوشتان اگر به ناله ی من آشناست،

از سفینه ای که می رود به سوی ماه

از مسافری که می رسد ز گرد راه؛

از زمین فتنه گر حذر کنید!

پای این بشر اگر به آسمان رسد،

روزگارتان چو روزگار ما سیاه ست!

**********

ای ستاره ای که پیش دیده ی منی!

باورت نمی شود که:در زمین

هر کجا ، به هر که می رسی

خنجری میان مشت خود نهفته است

پشت هر شکو فه ی تبسمی

خار جانگداز حیله ای شکفته است!

**********

آنکه با تو می زند صلای مهر،

جز به فکر غارت دل تو نیست.

گر چراغ روشنی به راه توست،

چشم گرگ جاودان گرسنه ای ست!

**********

ای ستاره ، ما سلام مان بهانه است

عشقمان دروغ جاودانه است

در زمین زبان حق بریده اند

حق ، زبان تازیانه است

وانکه با تو صادقانه درد دل کند،

های های گریه ی شبانه است!

**********

ای ستاره باورت نمی شود:

در میان باغ بی ترانه ی زمین

ساقه های سبز آشتی شکسته است

لاله های سرخ دوستی فسرده است

غنچه های نورس امید،

لب به خنده وا نکرده مرده است

پر چم بلند سرو راستی،

سر به خاک غم سپرده است

**********

ای ستاره، باورت نمی شود؛

آن سپیده دم که با صفا و ناز

در فضای بی کرانه می دمید،

دیگر از زمین رمیده است.

این سپیده ها سپیده نیستند.

رنگ چهره ی زمین پریده است!

**********

آن شقایق شفق، که می شکفت

عصر ها میان موج نور

دامن از زمین کشیده است

سرخی و کبودی افق ،

قلب مردم به خاک و خون تپیده است

دود و اتش به آسمان رسیده است

**********

ابر های روشنی که چون حریر

بستر عروس ماه بود،

پنبه هایی که داغ های کهنه است.

**********

ای ستاره، ای ستاره ی غریب!

از بشر مگوی و از زمین مپرس.

زیر نعره ی گلو له های آتشین

از صفای گونه های آتشین مپرس

زیر سیلی شکنجه های دردناک،

از زوال چهره ها ی نازنین مپرس

پیش چشم کودکان بی پناه ،

از نگاه مادران شرمگین مپرس

در جهنمی که از جهان خداست

در جهنمی که پیش دیده ی خداست،

از لهیب کوره ها و کوه نعش ها

از غریو زنده ها ، میان شعله ها

بیش از این مپرس!

بیش از این مپرس.

**********

ای ستاره ای ستاره ی غریب!

ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم،

پس چرا به داد ما نمی رسد؟

ما صدای گریه مان به آسمان رسید

از خدا چرا صدا نمی رسد؟؟!!

**********

بگذریم از این ترنه های درد

بگذریم از این فسا نه های تلخ

بگذر ازمن ای ستاره، شب گذشت

قصه ی سیاه مردم زمین،

بسته راه خواب ناز تو

می گریزد از فغان سرد من

گوش از ترانه بی نیاز تو!

**********

ای که دست من به دامنت نمی رسد؛

اشک من به دامن تو می چکد!

**********

با نسیم دلکش سحر ،

چشم خسته ی تو بسته می شود

بی تو، در حصار این شب سیاه ،

عقده های گریه ی شبانه ام

در گلو شکسته می شود....

   شب به خیر.

                                           فریدون مشیری      

نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در پنجشنبه 11 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ