تبلیغات
آتش عشق - پست های مرداد 1384

به نام خدا

آتش عشق
امروز چهارشنبه 13 آذر 1387  به وبلاگ  آتش عشق  خوش آمدید


¿
پنجشنبه 27 مرداد 1384

سکوت خروش موج با من می کند نجوا :

 که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت../ که هر کس دل به دریا زد ، رهایی یافت...

مرا آن دل که به دریا زنم نیست../ زپا این بند خونین برکنم نیست..

آنکه جان خسته ام را به آن نادیده ساحل افکنم نیست.

نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 08:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 27 مرداد 1384

ماه من کجایی خیلی دلم برات تنگ شده ، پس کی میایی؟

نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 08:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 27 مرداد 1384

((انسان آنقدر وقت ندارد که نیمی از عمرش را صرف نزاع و ستیزه کند))

نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 27 مرداد 1384

LIFE IS NOT A PROBLEM

 

 TO BE SOLVED

 

BUT A REALITY

 

 TO BE EXPERIENCED

نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 27 مرداد 1384

راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید.

عشقی که آزادانه هدیه نشود ، اسارت است.

نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 27 مرداد 1384

انسان هایی که تنها هستند همیشه در معرض خطر عشق اند.

زرتشت

نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 27 مرداد 1384

ماهیت هر انسان ، آن نیست که برایت آشکار می کند ، بلکه آن چیزی است که

نمی تواند آشکار نماید، پس اگر می خواهی او را بشناسی ، به گفته هایش گوش

مسپار ، بلکه به ناگفته هایش گوش فرا ده .

نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿خبر جالب
سه شنبه 25 مرداد 1384

 این دختر هلندی داشته موزیک گوش میکرده و مامانش که مسلمان

 هست داشته قرآن میخونده . مادرش بهش میگه صدای موزیک رو کم

کن دختره عصبانی میشه و میره قرآن را از دست مامانش میگیره و

پاره می کنه بعد شروع میکنه خود به خود آتش میگیره مامانش با پتو

سعی میکنه آتیش را  خاموش کنه ، بعد از خاموش کردنه آتیش

دخترشو این شکلی میبینه  این دختر الان توی یکی از بیمارستانهای

ّهلند هست. ( وای خیلی وحشتناکه واقعا آدم یه جورایی به خودش میاید .)

http://www.tutkufm.com/modules.php?name=News&file=article&sid=347

نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد 1384 و ساعت 05:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 23 مرداد 1384

یک سر بزنید جالب

http://www.icq.com/img/friendship/static/card_7915_rs.swf

نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1384 و ساعت 08:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 23 مرداد 1384

نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 23 مرداد 1384
دل
 

یه روز دل (که دیگه خسته شده بود از ناملایمتهای زمانه)نشست با خودش فکر کرد.

گفت تا کی باید بازیچه باشم؟

تا کی صداقت به خرج بدم و درشتی ببینم؟

تا کی محبت کنم و در عوض مظنون باشم و مورد تردید؟

تا کی جور نرمی ام را بکشم؟

تا کی با کوچکترین ملایمتی هیجان زده بشمو بعد...؟

با خودش گفت سنگ میشم تا دیگر نشکنم

سنگ میشم و میرم پیش سنگها تا دیگر عاشق نشم

پس سنگ شد و رفت میون سنگها نشست.ولی عاشق سنگها شد.

خیلی از این متن خوشم میاید .واقعا درسته این دل هر کاریش کنی بازم

آخر یک موقع عاشق میشه و درست بشه هم نیست.

موفق باشین.

نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 23 مرداد 1384

اگر خود را به حقیقت دوست بدارین، هرگز حاضر نخواهید بود خود را ارزان بفروشید،

اگر خود را به حقیقت دوست بدارید قطره‌ای نخواهید بود تا تبخیرتان كنند، همه دریا

می‌شوید. قطره دریاست اگر با دریاست، ور نه آن قطره و دریا دریاست. اگر خود را

حقیقتا دوست بدارید، همه را دوست خواهید داشت .

نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 23 مرداد 1384
محترم بودن نتیجه ی یك عمر لیاقت اندوختن است.

نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -