تبلیغات
آتش عشق - پست های ماسه و کف (جبران خلیل جبران)‌

به نام خدا

آتش عشق
امروز چهارشنبه 13 آذر 1387  به وبلاگ  آتش عشق  خوش آمدید


¿
دوشنبه 7 فروردین 1385
تو ، نابینایی و من کر و لال پس دست در دستم بگذار تا یکدیگر را درک کنیم . جبران خلیل جبران

نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین 1385 و ساعت 06:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 22 اسفند 1384

                         ماهیت هر انسان ، آن نیست که برایت آشکار می کند ،

                          

                               بلکه آن چیزی است که نمی تواند آشکار نماید .

                                                                                                         جبران خلیل جبران

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 11 اسفند 1384

بیا قایم باشک بازی کنیم و در پی یکدیگر بگردیم

اگر در دلم پنهان شوی . یافتنت برایم دشوار نیست .

ولی اگر در لاک خویش پنهان شوی تلاش دیگران برای یافتن بیهوده خواهد بود .

جبران خلیل جبران

نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1384 و ساعت 10:03 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 23 بهمن 1384

خطاست اگر بیندیشیم عشق حاصل مصاحبت دراز مدت و با هم بودنی مجدانه است .

عشق ثمره ی خویشاوندی روحی است و اگر این خویشاوندی در لحظه ای تحقق نیابد 

در طول سالیان و حتی نسل ها نیز تحقق نخواهد یافت !

                                                                                            جبران خلیل جبران

نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن 1384 و ساعت 02:02 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 30 آبان 1384

خانه ام می گوید : ترک ام مکن که گذشته ات در من نهفته است.

راه نیز می گوید: در پی من بیا که آینده ات منم .

اما من به خانه و راه می گویم : مرا گذشته و آینده ای نیست .اگر بمانم ، در ماندنم رفتن است و اگربروم ، در رفتنم ماندن،

که تنها محبت و مرگ ، همه چیز را دگرگون توانند کرد.

جبران خلیل جبران (ماسه و کف)

نوشته شده در دوشنبه 30 آبان 1384 و ساعت 05:11 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 19 آبان 1384

هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم :

نخست ، وقتی دیدمش که به پستی تن می داد تا بلندی یابد.

دوم ، آن گاه که در برابر از پا افتادگان ، می پرید. 

سوم ، آن گاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید. 

چهارم ، آن گاه که گناهی مرتکب شد و با بادآوری این که دیگران نیز همچون او دست به گناه می زنند ، خود را دلداری داد. 

پنجم ، آن گاه که از ناچاری ، تحمیل شده ای را پذیرفت و شکیبایی اش را ناشی از توانایی دانست. 

ششم ، آن گاه که زشتی چهره ای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقاب های خودش بود. 

هفتم ، آن گاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت.

جبران خلیل جبران

نوشته شده در پنجشنبه 19 آبان 1384 و ساعت 10:11 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در پنجشنبه 19 آبان 1384 و ساعت 10:11 ق.ظ


¿
سه شنبه 19 مهر 1384

آوای زندگی ام . به گوش زندگی ات نتواند رسید . ولی بیا با هم سخن گوییم باشد که

هراس تنهایی را احساس نکنیم.

نوشته شده در سه شنبه 19 مهر 1384 و ساعت 08:10 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
سه شنبه 19 مهر 1384

((یادآوردن جلوه ای است از دیدار و فراموشی گونه ای از آزادی))

نوشته شده در سه شنبه 19 مهر 1384 و ساعت 06:10 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
سه شنبه 1 شهریور 1384

اگر در میان آرزومندان و مشتاقان ، کوچکترین باشم.

به از آن که در میان بی اشتیاقان و کوته همتان ، بزرگترین

نوشته شده در سه شنبه 1 شهریور 1384 و ساعت 08:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
پنجشنبه 27 مرداد 1384

ماهیت هر انسان ، آن نیست که برایت آشکار می کند ، بلکه آن چیزی است که

نمی تواند آشکار نماید، پس اگر می خواهی او را بشناسی ، به گفته هایش گوش

مسپار ، بلکه به ناگفته هایش گوش فرا ده .

نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 23 مرداد 1384

انسانیت . جویباری از روشنایی است که از دشت های ازل تا دریای ابد جریان دارد.

نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 23 مرداد 1384
سکوت را به من ارزانی دار تا خویشتن را به ژرفای شب درافکنم.

نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
سه شنبه 18 مرداد 1384
آن گاه که پیکرم را عشق جانم به دل افتاد و با هم درآمیختند .دگر بار متولد شدم.

نوشته شده در سه شنبه 18 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ توسط : مهسا
ویرایش شده در - و ساعت -